؟؟؟
پایش را روی پدال گاز فشار داد تا زودتر از چهار راه رد شود.
پیکانی راه نداد.ثانیه شمار چراغ سبز ثانیه های اخر را نشان می داد.
دستش را روی بوق گذاشت و فشار داد. راننده پیکان اعتنا نکرد.
چراغ قرمز شد.مرد پیاده شد. با انگشت به شیشه پیکان زد
و بد و بیراه گفت. راننده پیکان مبهوت نگاهش کرد. در را باز کرد یقه
راننده را گرفت پیاده اش کرد و زد. از گوشه لب راننده پیکان
خون بیرون زد. چند نفر سوایشان کردند. چراغ سبز شد.مرد پشت
فرمان که نشست تازه علامت پشت شیشه پیکان را دید.
تصویر یک گوش با علامت ضربدری روی آن...



