تقدیم به هفته بسیج

من که ندیده ام.

می گویند از خدا می خواسته جسد اش برنگردد، مبادا در تشییع جنازه میان او و سربازان اش فرقی باشد

من که ندیده ام فرق میانِ "ستادی" ها و خط مقدمی ها را.

آن ها که دیده اند لابد این روزها بیشتر زجر می کشند. و فاصله ها بیشتر رنج شان می دهد.

من ندیده ام، اما می توانم تصور کنم. از تفاوتی که امروز هم، مثل دیروز، و لابد مثل فردا، میان پایین دستی ها و بالانشینان می بینم: کارکنان کم توقعی که با رنج و بی ادعا کارها را پیش می برند و مدیران بی کفایت و راحت طلبی که

ندیده ام، اما می توانم حدس بزنم فرق است میان آن که می جنگد و آن که نشان می دهد می جنگد. همان طور که، امروز می بینم، فرق است میان آن که می سازد با آن که نشان می دهد آباد می کند.

زیاده جسارته

اطلاعیه

سلام.

میخواستم بگم کسانی که درس سلامت جنسی و باروری برداشتن هفته ی دیگه(۶/۸/۸۷) کلاس تشکیل میشه!

و اینکه هر غیبت = کاهش ۵/. نمره

مناجات خوابگاهی

 

منت خوابگاه را ـ قل و شر ـ كه نبودنش موجب نياز است و وجودش مساله‌ساز. هر نفري كه بدانجا رود در قيد حيات است و چون به در آيد نزديك ممات. چون در هر اتاق ده نفر موجود است و بر هر پنجره‌اي تخته‌اي واجب.

بنده همان به كه ز قحطي جا روي به رهن يك اتاق آورد

ليك بفهمد اگر اين را رئيس بر سر او چوب و چماق آورد

فرياد پيچ بي‌ملاحظه‌اش همه را رسيده و بانگ تلفن لحظه به لحظه‌اش همه جا كشيده. شب‌ها بعد از ساعت هفت احدي را رخصت ورود ندهند و دانشجوي تأخيري را در اولين فرصت به حراست هدايت كنند.

اي عزيز كه با كمي تأخير قصد رفتن به خوابگه داري

از نگهبان چگونه بگريزي تو كه تنها همين گنه داري

***
گربه‌هاي بسيار را گفته كه بساط تعقيب دانشجو بگسترانند و جيرجيرك‌هاي بي‌شمار را فرموده كه شب تا صبح آواز بخوانند. بساط ورزش صبحگاهي به جاي كپسول‌هاي گاز فراهم آورده و براي مطالعه چهارصد دانشجو اتاقي چون لانه گنجشك مهيا ساخته. دانشجوي فعال را در اثر شلوغي به ديوانه‌اي بدحال تبديل كرده و اتاق تلويزيون به جهت حضور پوست تخمه تعطيل.

ابر و با د و مه و خورشيد و فلك در كارند *** همه ليسانسه‌ها پس ز چه رو بيكارند؟

در خبر است كه از سرور خادمان و مهتر مستخدمان و گروهي سوخته دل از جمع خودمان كه هر گروه يك نفر از دانشجويان بخت برگشته پريشان حال به جانب يخچال روي آورد كه جرعه آبي بخورد، دريابد كه رندان آخرين بقاياي مرغ و ماهي سردخانه را ربوده و به جاي آن روي برفك‌ها واژه ويژه "زرشك" را حك نموده‌اند. يك روز تأمل ترم‌هاي گذشته مي‌كردم و حسرت درس‌هاي ناخوانده مي‌خوردم و صحن سيماي خويش به آب مژگان مي‌شستم و بهر غيبت از كلاس بهانه مي‌جستم و اندوه ديرينه در عمق جان مي‌نهفتم و اين بيت‌ها مناسب حال خود مي‌گفتم:

هر دم از عمر مي‌رود نفسي از رفيقان ما نمانده كسي

اي كه شش ترم رفت و در خوابي  مگر اين ترم هفت دريابي

ياد آن ثبت نام غوغايي خلق حيران براي امضايي

يك نفر در اتاق رايانه از شلوغي شدست ديوانه
ديگري بهر وام تحصيلي پر نموده سه فرم تحصيلي
وان دگر از براي شهريه جيب خود را نموده تخليه
بگذر از خريد كفش و لباس تا كه شايد كند دو واحد پاس

يك نفر در فغان ز نرخ كتاب ديگري از نخواندنش بي‌تاب
يك نفر در شلوغي سرويس از عرق گشته تا گريبان خيس
وان دگر شام سلف تا خورده شده زار و نزار و پژمرده
در شب امتحان كه كتلت و ماست تا سحرگه ميانشان دعواست
هر دو همچون دواي خواب آور برده هوش و حواس ما از سر
درس، سختست و مدرك امروز عالي را نموده خوش پاسوز
اي كه دل بسته‌اي به اين مدرك فكر فردا نكرده‌اي بي‌شك
رنج شغل و معاش در راه است عالمي زين قضيه آگاه است

بعد از تأمل اين معني، مصلحت آن ديدم كه براي بقاي ذات و ادامه حيات چاره‌اي بجويم و بهر مدرك خويش كوزه‌واره‌اي بيابم و جامه فارغ‌التحصيلان آشفته حال بپوشم تا به مدد آن در سايه مدرك خويش آبي زلال بنوشم.

 

تولد تولد تولدت مبارک

 

و هنوز واژه ای که بتوان تو را با آن وصف کرد متولد نشده است!

تولدت مبارک مرتضی

French : Joyeux Anniversaire 

German : Alles Gute zum Geburtstag

Italian :Buon Compleanno

Japanese :Otanjou-bi Omedetou Gozaimasu

English : Happy BirthDay