حافظ عزیز.تو نیز کجایی که فریاد از دل بر آوری.فریاد از این همه تزویر...

 

...ناموس عشق و رونق عشاق می برند

عیب جوان و سرزنش پیر می کنند

 

جز قلب تیره هیچ نشد حاصل وهنوز

باطل درین خیال که اکسیر می کنند

 

ما از برون در شده مغرور صد فریب

تا خود درون پرده چه تدبیر می کنند

 

می خور که شیخ و حافظ ومفتی ومحتسب

چون نیک بنگری همه تزویر می کنند...