تشنه ی لبیک

۱) "حسین(ع) بیش تر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش،زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگ ترین دردش را بی آبی نامیدند." دکتر شریعتی.

۲) همه ی شهر های ایران،آدم های زیادی را می بینی که بر حسین(ع) اشک می ریزند.این ها را هر سال از کره ی ماه نمی آورند که ۱۰ روز گریه کنند بعد دوباره از این جا بروند تا سال بعد.این ها آدم های دور وبر ما هستند.همان هایی که هر روز در جامعه می بینیمشان.پس چرا عاشورا که تمام می شود،دوباره می شوند همان آدم های سابق؟همان نقاب های همیشگی را به چهره می زنند،همان رانندگان بی حوصله ای هستند که به هم بد و بی راه می گویند،همان ها که وقتی کارت در اداره ای گیر می کند باید سبیلشان را چرب کنی،آدم هایی که برای ارث با خواهر و برادر می جنگند،یا به مال دیگری طمع دارند یا دارند به این فکر می کنند که چرا فلانی زندگی به تری دارد و یک بار هم یک "خدا را شکر" خشک و خالی از زبانشان نمی شنوی!؟

گریه کردن.کاری که همه خوب بلدیم،انگار گریه های ۱۰ روزه برای انسان سازی کافی است،انگار عاشورا رخ داده تا ما فقط گریه کنیم...

۳) رابطه ی عاشقانه ی خواهر و برادر،پدر و فرزند،برادر و برادر،ادب،صداقت،عزت نفس حسین که بر خلاف آن چه که به ما گفته اند یک بار هم برای آب التماس نکرد،حتا وقتی که ۶ ماهه اش را به روی دست برد،آزادگی،فدا کاری -حتا اگر ۱۱ سال بیش تر نداشته باشی-،عفو گناه دیگران - حتا کسی که برای اولین بار جلوی راهت را گرفته باشد ـ .درس های عظیم عاشورا فراموش شده.

کدام یک از ما بلدیم زود قضاوت نکنیم،یا "هر چه را که برای خودت می خواهی برای دیگری هم بخواه" را در زندگی پیاده می کنیم؟ کدام یک احترامی را که حسین(ع) به دشمنانش می گذاشت،برای دوستان خود قائلیم؟

۴) گریه روح تو را می شوید،قلبت را جلا می دهد،از دنیا می رهاند تو را.می تواند نشان از عشق تو باشد،عشق به یک انسان کامل.یا آغاز یک پیمان با خالق مهربان تو.ابتدای یک راه است،راهی برای رسیدن به نهایت انسانیت...

اما افسوس که ورودی راه را بلدیم اما پیمودن آن را نه.   

تدبیر15

معنای "مبارک" که همراه نام ماه رمضان بکار میرود کدام مورد زیر است؟

ساعت کاری کم میشود، اما حقوق کاهش نمی یابد. تازه به مناسبت ماه رمضان، ارزاق هم میدهند. پول کار نکرده را گرفتن مبارک است
امتحان و تکلیف و درس و مشق طبق مصوبه ملغی میشود. ولگردی ناشی از آن مبارک است
خواب روزه دار عبادت است و باید به این مهم کوشید؛ علی الخصوص قبل و بعد افطار وسحر. خواب عبادت آمیز مبارک است
در طول روز که به علت بیحالی ناشی از گرسنگی، حالش نیست؛ اما بعد از افطار به یاد گرسنگان می افتیم. این یاد افتادگی بعد از سیری شکم، مبارک است
الان قدری بیشتر نفت میفروشیم که جبران کم کاری رمضانیه بشود. انرژی هسته ای، مبارک است


شرمنده! تست المپیادی (پنج گزینه ای) شد
زیاده جسارته

یه خواهش

سلام.یه خواهشی ازهمه ی بچه ها و نماینده هامون داشتم....لطفا در قبال چیزی که بر عهده تون میذارن احساس مسئولیت کنید.اگر استادی حرفی به شما زده که میخواد به گوش همه برسه، یا تاریخ و ساعت امتحانی عوض میشه یا زمانی برای تحویل پروژه ها تعیین میشه و هر چیز دیگه ای، از راههای مختلف میشه به گوش همه رسوند و لزومی نداره که تنها به تعداد محدودی از بچه ها گفته بشه یا سر کلاسی بیان بشه که ممکنه غایبینی داشته باشه.مثلا میتونید تو وبلاگ بنویسید،لازم نیست فقط متن ادبی یا طنز تو وبلاگ باشه(یکی از ورودیهای دانشگاهمون نمراتی که میاد رو اسکن میکنه و داخل وبلاگ میذاره این جوری دسترسی بچه ها خیلی راحتتر میشه) یا میتونید از طریق yahoo group  و mail زدن بچه ها رو خبر کنید و یا حتی راحتتر، میشه نوشت و رو بورد مخصوص بهمن 86 نصب کرد.

نظرم را راجع به وبلاگ بگم یا نه؟

نمی دونم موافقید یا نه ؟ اصلا بگم یا نه؟ گفتنش درسته یا نه؟ با گفتنش کسی می رنجه یا نه؟ برداشته درستی ازش می شه یا نه؟ علیه من موضع گرفته می شه یا نه؟با نظراتتون باز می خواین نویسنده را ضایع کنید یا نه؟ توش نظر بی اسم می ذارن یا نه؟ دوباره کل کل راه می افته یا نه؟ مدافعین حوق زنان بهم حمله می کنند یا نه؟ به نمایندگی ربطش می دن یا نه؟ بحث توهین و بی احترامی از سر گرفته می شه یا نه ؟ باز کسی وبلاگ رو ترک می کنه یا نه؟ به نظرتون ریسک گذاشتنش بالاست یا نه؟ بسه دیگه یا نه؟ نگم بهتره یا نه؟

 شما بگید...

 تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه ي همسايه

سيب را دزديدم

باغبان از پي من تند دويد

سيب را در دست تو ديد

غضب الوده كرد نگاه

و تو رفتي و هنوز

سالهاست كه در گوش من ارام ارام

خش خش گام تو تكرار كنان

مي دهد ازارم

و من انديشه كنان

غرق اين پندارم

كه چرا

خانه ي كوچك ما

سيب نداشت