هیچ کس تنها نیست
شاید آنروز که سهراب نوشت : رفته بودم سر حوض تا ببینم عکس تنهایی خود را در آب،
خبر از آن حوض بی آب نداشت،
خبر از آن دل بی تاب نداشت؛
شاید او دید ز تنهایی اش عکسی در آب ولی او هرچه که دیده همه نقشی ست بر آب.
من ندیدم نقشی،من ندیدم عکسی
گر چه آن حوض ندارد آبی، ولی آن حوض اگر یک قطره و فقط یک قطره در خودش جای دهد،
باز هم در همان یک قطره من و ماه عکسمان می افتد .
شاید آنروز که سهراب ز تنهایی خود عکسی دید ،آسمان ابری بود؛
گرچه تنها نبود
هیچ کس تنها نیست؛
آن خدایی که وجودش همه آرامش ماست، آن خدایی که ذکرش هم دواست،
او همیشه با ماست
هیچ کس تنها نیست،
حتی آن لحظه که از تنهایی نقش بر آب شوی، در همان حین خدا هم با ماست....
+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 14:22 توسط زینب
|