۱)  از بین همه ی پیامک هایی که دیروز برای تبریک روز پزشک به دستم رسید،متن محمد ملاعباسی رفیق عزیزم از همه جالب تر بود:

"می انگارید که به یک زبان در زبان گرداندن که (یا لیتنا کنا معکم ) تو را واگذارند تا در صف اصحاب عاشورایی امام عشق مشهور شوی؟ زنهار که رسم دهر بر این نیست"    (شهید آوینی)

۲) بعد از خواندنش یاد معارفه افتادم، این که اکثر بچه ها در جواب "چرا پزشکی" کمک کردن به دیگران و خدمت به خلق را می گفتند...

۳) می دانی عزیز هفت سال کم نیست.حالا بماند اگر بخواهی تا تخصص پیش بروی چند سال می شود ،نمی دانم بعد از گذشت این سال ها وقتی آن روپوش مقدس را به تن کردی،چه قدر به آرمان هایت پای بند مانده ای،چه قدر هدفت هم چنان کمک به دیگران است و تا چه حد لایق آنی که به تو بگویند "پزشک" ، یک روز برای عوض شدن کافی است چه برسد به ... 

۴) بعضی کم تر از آنند که پزشک بنامی شان. پزشک از نظر من شهید پاک نژاد است، وقتی به خانه ی مریضی که توانایی مالی نداشت می رفت،پولی برای درمان نمی گرفت که هیچ،گوشه ی اتاق زیر فرش  پول هم می گذاشت، چه قدر پزشکی زیباست، این طور نیست؟

یا آلبرت شوایتزر که سال ها در فقیر ترین مناطق قاره ی سیاه،بی هیچ بهره برداری مالی به طبابت پرداخت و جایزه ی صلح نوبل را هم برد، چه قدر پزشک مقدس است، این گونه نیست؟

ولی خب،پزشک نمایی را می شناسم که کارگر ساده یی را ـ که پدر ۴ فرزند بود و اگر قلبش را عمل نمی کرد از دنیا می رفت ـ به خاطر نداشتن پول کافی عمل نکرد،هر چند خیری هزینه ی بالای عمل را تقبل کرد ، آن مرد عمل شد و آن دکتر به پولش رسید،در حالی که می توانست پول کم تری در حد همان  کار گر طلب کند. فرض کنیم آن خیر پیدا نمی شد ـ همان گونه که بارها و بارها پیدا نمی شود ـ آن گاه فاجعه رخ می داد...

من نمی توانم به او بگویم پزشک ، پزشکی زیبا تر و پزشک مقدس تر است...

۵) عوض نشو، رنگ نباز و نشکن

حتا با دیدن شکستن من...

۶) روز پزشک بر همه ی پزشکان واقعی مبارک!