ماه وسنگ
دیشب داشتم فریدون مشیری میخوندم حیفم اومد اینو شما نخونین.
اگر ماه بودم به هر جا که بودم
سراغ تو را از خدا می گرفتم
وگر سنگ بودم به هر جا که بودی
سر رهگذار تو جا می گرفتم
اگر ماه بودی به صد ناز شاید
شبی بر لب بام من می نشستی
وگر سنگ بودی به هر جا که بودم
مرا می شکستی مرا می شکستی...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 14:50 توسط منصور
|